محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
169
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
انسانها را سرگردان رها نكردند و بدون معرّفى راهى روشن و نشانههاى استوار ، از ميان مردم نرفتند . واژهشناسى عدة : وعده . ميثاق : عهد و پيمان . سمات : علامتها و صفات . الملل : اديان . طوارق و طارقات : جمع « طارقة » و به عشيره و طايفه گفته مىشود . « 1 » ملحد فى اسمه : او را از معناى حقيقىاش دور داشت . همل : بيهوده و رهاشده . ساختار ادبى إلى أن بعث : مصدر تأويل رفته از عبارت « أن بعث » مجرور به حرف « إلى » است و جار و مجرور متعلق به « نسلت » يا « مضت » هستند . لإنجاز : جار و مجرور ، متعلق به « بعث » است . مأخوذا ، مشهورة ، كريما : حال از محمد صلّى اللّه عليه و إله هستند . ميثاقه : نائب فاعل براى « مأخوذا » است . ملل : به صورت « ذو ملل » بوده كه مضاف حذف شده است . « أهواء » و « طرائق » نيز چنين هستند .
--> ( 1 ) . دو واژه طوارق و طارقات در اين بند از نهجالبلاغه به كار نرفته و ظاهرا مولف به اشتباه آنها را در واژهشناسى اين بند آورده است . ( مترجم )